ملا شيخعلى گيلانى
6
تاريخ مازندران ( فارسى )
[ ذكر خلقت عالم و آدم ] بر ضمير منير علماى متدين پوشيده نيست كه وجود بيچون ، ازلى و ابدى و صانع ، لم يزلى و سرمدى بود و مكونات جمله معدوم ، تا آنگاه كه خالق ارض و سما ارادهء آفرينش عالم و جملهء اشياء كرد . به عقيدهء مورخين اول چيزى كه آفريد عقل بود و به نظر هيبت در اين جوهر تجلى نمود تا آن بلرزيد و تمام آب شد . پس عرش را موجود ساخت . و كرّت ديگر اين آب را منظور نظر عزت ساخته ، آن آب بجوشيد و كفى و دخانى از آن حاصل شد و موج زد و اجزاى كف در ميان جهان كه حالا كعبهء معظمه در آنجا است جمع گشت . صانع ذو الجلال از اين كفها « 1 » ، زمين و از موج جبال و از آن دخان ، آسمانها آفريد . شعر : يك بحر بود ز اول فطرت كه موج زد * موجش جبل ، بخار سما ، كف تراب شد « 2 »
--> ( 1 ) - اصل : از اين كفهاى . ( 2 ) - مؤلف در تنظيم اين مطالب ، از كتاب حبيب السير استفاده كرده است . نگاه كنيد به حبيب السير چاپ اول تهران ص 6 .